تبلیغات
عشق وتنهایی
عشق وتنهایی
زنده باد اسلام
جمعه 5 اسفند 1390

قانون انتخابات

جمعه 5 اسفند 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی


متن کامل قانون تبلیغات انتخابات مجلس




انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی 12 اسفندماه در سراسر کشور برگزار می‌شود.

* قوانین فعالیت‌های تبلیغاتی انخابات مجلس به شرح ذیل است:

ماده 56 - فعالیت تبلیغات انتخاباتی نامزدهای نمایندگی هشت روز قبل از روز اخذ رأی (مرحله اول و دوم) آغاز و تا بیست و چهار ساعت قبل از اخذ رأی ادامه خواهد داشت.

ماده 57 - استفاده از هر گونه پلاکارد، پوستر، دیوار نویسی و کاروان های تبلیغاتی و استفاده از بلندگوهای سیار در خارج از محیط سخنرانی و امثال آن به استثنای عکس برای تراکت و زندگی نامه و جزوه و همچنین سخنرانی و پرسش و پاسخ از طرف نامزدهای انتخاباتی و طرفداران آنان ممنوع می باشد. متخلفین از این ماده به سه تا سی روز زندان محکوم می‌گردند.

تبصره 1- اعلام نظر شخصیت ها در تأیید نامزدها به شرطی مجاز است که بدون ذکر عنوان و مسئولیت آنها باشد و مدرک کتبی مربوط به امضای آنان تسلیم هیأت اجرائی انتخابات شده باشد.

تبصره 2- نصب و الصاق عکس و پوستر ممنوع می‌باشد و چاپ عکس صرفاً محدود به زندگی نامه، جزوه، بروشور و کارت حداکثر در قطع 10*15 مجاز می باشد. نصب بنر و پارچه در محل ستادهای اصلی نامزدها به تفکیک برادران و خواهران مجاز می‌باشد.

تخلف از مفاد این تبصره توسط چاپ خانه ها مستوجب مجازات مندرج در این ماده می‌باشد.

ماده 58 - هیچ کس حق ندارد آگهی تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی را که در محل های مجاز الصاق گردیده در زمان قانونی تبلیغات پاره و یا معدوم یا مخدوش نماید و عمل مرتکب جرم محسوب می‌شود.

ماده 59 - انجام هر گونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها برای نامزدهای نمایندگی مجلس از صدا و سیما و میز خطابه نماز جمعه و یا هر وسیله دیگری که جنبه رسمی و دولتی دارد و فعالیت کارمندان در ساعات اداری و همچنین استفاده از وسایل و سایر امکانات وزارت­خانه ها، ادارات، شرکت­های دولتی، مؤسسات وابسته به دولت، شهرداری ها، شرکت ها و سازمان های وابسته به آنها و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی (به هر مقدار) استفاده می‌‌کنند و همچنین در اختیار گذاشتن وسایل و امکانات مزبور ممنوع بوده و مرتکب مجرم شناخته می‌شود.

تبصره 1- مؤسسات و نهادهایی که دارایی آنان از اموال عمومی است، همانند بنیاد مستضعفان مشمول این ماده می‌باشند.

تبصره 2 - نشریات و مطبوعات متعلق به سازمان ها، وزارتخانه ها، ادارات، نهادها و مؤسسات یاد شده در متن این ماده، حق تبلیغ برای نامزدهای انتخاباتی را ولو به صورت درج آگهی ندارند.

ماده 60 - اعضای هیأت های اجرایی و نظارت انتخابات حق تبلیغ له یا علیه هیچ یک از داوطلبان انتخاباتی را نخواهند داشت.

ماده 61 - هرگونه الصاق و نصب اعلامیه، عکس، پوستر، بنر و پارچه های تبلیغاتی به طور کلی ممنوع است و مأمورین انتظامی در صورت مشاهده چنین مواردی باید نسبت به امحاء آنها اقدام نموده و متخلفین را جلب و به مقامات قضایی تحویل نمایند. استنکاف از این وظیفه جرم محسوب می‌شود.

ماده 62 - هرگونه آگهی و آثار تبلیغاتی باید قبل از شروع اخذ رأی از محل شعبه ثبت نام و اخذ رأی توسط اعضای شعب امحاء گردد.

ماده 63 - ستادهای تبلیغات انتخاباتی تنها در مراکز بخش‌ها، شهرها و شهرستان‌ها دایر می‌گردد در شهرهای بزرگ در هر منطقه شهرداری یک محل به عنوان ستاد انتخاباتی می‌تواند دایر گردد. در مواردی که یک منطقه‌، چند عنوان از عناوین فوق الذکر را داشته باشد در حکم یک عنوان می‌باشد.

تبصره 1- ستاد تبلیغات انتخابات، مرکزی است که فعالیت‌های تبلیغاتی نامزدها، مندرج در مواد فصل ششم این قانون در آن ساماندهی و انجام پذیرد.

تبصره 2 - تشکیل ستاد تبلیغات انتخاباتی بدون اعلام نشانی محل ستاد و نام مسئول آن به فرمانداری یا بخشداری ممنوع است.

ماده 64 - مطبوعات و نشریات حق ندارند آگهی یا مطالبی علیه نامزدهای انتخاباتی درج کنند و یا برخلاف واقع مطلبی بنویسند که دال بر انصراف گروه یا اشخاصی از نامزدهای معین باشد و در هر صورت نامزدها حق دارند پاسخ خود را ظرف هجده ساعت پس از انتشار نشریه مزبور بدهند و آن نشریه مکلف به چاپ فوری آن طبق قانون مطبوعات می باشد.

در صورتی که آن نشریه منتشر نشود مسئول آن باید با هزینه خود پاسخ نامزد را به نشریه مشابه دیگری ارسال دارد و آن نشریه مکلف به درج آن در اولین چاپ خود خواهد بود . انتشار این گونه مطالب در غیر مطبوعات نیز ممنوع است و نامزد معترض حق ‌دارد‌ نظر ‌خود را منتشر نماید.

ماده 65 - داوطلبان نمایندگی و طرفداران آنان به هیچ وجه مجاز به تبلیغ علیه داوطلبان دیگر نبوده و تنها می‌توانند شایستگی های خود یا داوطلب مورد نظرشان را مطرح نمایند و هرگونه هتک حرمت و حیثیت نامزدهای انتخاباتی برای عموم ممنوع بوده و متخلفین طبق مقررات مجازات خواهند شد.

علاوه بر جرائم مندرج در این قانون ارتکاب امور ذیل جرم محسوب می‌شود:

1- خرید و فروش رأی.

2- رأی گرفتن با شناسنامه کسی که حضور ندارد.

3- تهدید یا تطمیع در امر انتخابات.

4- رأی دادن با شناسنامه جعلی.

5- رأی دادن با شناسنامه دیگری.

6- رأی دادن بیش از یکبار.

7- توصیه به نوشتن اسم کاندیدای معین در ورقه رأی توسط افراد متفرقه در محل اخذ رأی.

8- اخلال در امر انتخابات.

9- کم و زیاد کردن آراء یا تعرفه ها.

10- تقلب در رأی گیری و شمارش آراء.

11- تقلب و تزویر در اوراق تعرفه یا برگ رأی یا صورت جلسات.

12- توصیه به نوشتن اسم کاندیدای معین در ورقه رأی از طرف اعضای شعبه اخذ رأی ، ناظرین و بازرسان.

13- تغییر و تبدیل یا جعل و یا ربودن و یا معدوم نمودن اوراق و اسناد تبلیغاتی از قبیل تعرفه و برگ رأی و صورت جلسات و تلکس و تلفن گرامها و تلگراف ها.

14- بازکردن و یا شکستن قفل محل نگهداری و لاک و مهر صندوق های رأی بدون مجوز قانونی.

15- جابجایی، دخل و تصرف و یا معدوم نمودن اسناد انتخاباتی بدون مجوز قانونی.

16- ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان یا اعضای شعب ثبت نام و اخذ رأی با اسلحه یا بدون اسلحه در امر انتخابات.

17- دخالت در امر انتخابات با سِمَت مجعول و یا به هر نحو غیر قانونی.

18- انجام یا عدم انجام هرگونه عملی که باعث مخدوش شدن رأی مردم از ناحیه اعضای شعبه اخذ رأی باشد از قبیل خودداری کردن از ممهور نمودن برگ تعرفه یا شناسنامه یا انتقال صندوق اخذ رأی به غیر از محل آگهی شده.

تبصره - چنانچه وقوع جرائم مندرج در این ماده موجب گردد که جریان انتخابات در یک یا چند شعبه ثبت نام و اخذ رأی از مسیر قانونی خود خارج شود و در نتیجه کلی انتخابات مؤثر باشد مراتب به وسیله وزارت کشور به منظور طرح در شورای نگهبان به هیأت مرکزی نظارت اعلام می گردد.

ماده 67 - تشکیلات قضائی هر حوزه انتخابیه به منظور پیشگیری از وقوع جرم، ضمن هماهنگی با ناظرین شورای نگهبان و هیأت اجرائی اقدامات لازم را در محدوده مقررات معمول‌می‌دارد.

تبصره - از موقع ثبت نام تا پایان انتخابات احضار و بازداشت نامزدهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در رابطه با اتهامات قبل از نامزدی و یا تخلفات انتخاباتی ممنوع است مگر در مواردی که به نظر رئیس قوه قضائیه عدم بازداشت آنان موجب تضییع حق گردد و یا اخذ تأمین و تضمین لازم ممکن نباشد.

 




سه شنبه 25 بهمن 1390

سیمای رسول خدا

سه شنبه 25 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

سیمای رسول خداf

گفت:

این دهان بربند از هزل ای عمو

جز حدیث روی او چیزی مگو

عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ u قَالَ: قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ«علیهماالسلام» سَأَلْتُ خَالِی هِنْدَ بْنَ أَبِی هَالَةَ عَنْ حِلْیَةِ رَسُولِ اللَّهِf وَ كَانَ وَصَّافاً لِلنَّبِیِّ f فَقَالَ:

در کتاب عیون اخبارالرضا؛ امام رضاu از پدران بزرگوار خود، از امام مجتبیh نقل كردند كه آن حضرت چنین فرمود: از دائی‏ام هند بن ابی هاله كه پیامبر اكرم f را خوب وصف می‏نمود در باره اوصاف و شمائل آن حضرت سؤال كردم، او چنین گفت:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِf فَخْماً مُفَخَّماً یَتَلَأْلَأُ وَجْهُهُ تَلَأْلُؤَ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ أَطْوَلَ مِنَ الْمَرْبُوعِ وَ أَقْصَرَ مِنَ الْمُشَذَّبِ عَظِیمَ الْهَامَةِ رَجِلَ الشَّعْرِ إِذَا انْفَرَقَتْ عَقِیقَتُهُ فَرَقَ وَ إِلَّا فَلَا یُجَاوِزُ شَعْرُهُ شَحْمَةَ أُذُنَیْهِ إِذَا هُوَ وَفَّرَهُ أَزْهَرَ اللَّوْنِ وَاسِعَ الْجَبِینِ أَزَجَّ الْحَاجِبَیْنِ سَوَابِغَ فِی غَیْرِ قَرَنٍ بَیْنَهُمَا عِرْقٌ یُدِرُّهُ الْغَضَبُ أَقْنَی الْعِرْنِینِ لَهُ نُورٌ یَعْلُوهُ یَحْسَبُهُ مَنْ لَمْ یَتَأَمَّلْهُ أَشَمَّ كَثَّ اللِّحْیَةِ سَهْلَ الْخَدَّیْنِ ضَلِیعَ الْفَمِ أَشْنَبَ مُفَلَّجَ الْأَسْنَانِ دَقِیقَ الْمَسْرُبَةِ كَأَنَّ عُنُقَهُ جِیدُ دُمْیَةٍ فِی صَفَاءِ الْفِضَّةِ مُعْتَدِلَ الْخَلْقِ بَادِناً مُتَمَاسِكاً سَوَاءَ الْبَطْنِ وَ الصَّدْرِ بَعِیدَ مَا بَیْنَ الْمَنْكِبَیْنِ ضَخْمَ الْكَرَادِیسِ أَنْوَرَ الْمُتَجَرِّدِ مَوْصُولَ مَا بَیْنَ اللَّبَّةِ وَ السُّرَّةِ بِشَعْرٍ یَجْرِی كَالْخَطِّ عَارِیَ الثَّدْیَیْنِ وَ الْبَطْنِ وَ مَا سِوَی ذَلِكَ أَشْعَرَ الذِّرَاعَیْنِ وَ الْمَنْكِبَیْنِ وَ أَعَالِی الصَّدْرِ طَوِیلَ الزَّنْدَیْنِ رَحْبَ الرَّاحَةِ شَثْنَ الْكَفَّیْنِ وَ الْقَدَمَیْنِ سَائِلَ‏ الْأَطْرَافِ سَبِطَ الْعَصَبِ خُمْصَانَ الْأَخْمَصَیْنِ فَسِیحَ الْقَدَمَیْنِ یَنْبُو عَنْهُمَا الْمَاءُ.

حضرت رسول f بسیار با هیبت بودند، چهره ایشان همچون ماه شب چهاردهم می‏درخشید، با قدّی بلندتر از افراد متوسّط القامه و كوتاه‌تر از افراد لاغر و بلند قامت، و دارای سری بزرگ بود، موهای آن حضرت نه خیلی مجعّد بود و نه كاملا صاف و نرم، اگر قسمت بافته موهای ایشان باز می‌شد، حضرت فرق باز می‌كردند و إلاّ آن را به حال خود گذاشته و در هر حال در مواقعی كه موی خود را بلند می‌كردند بلندی مو از لاله گوش تجاوز نمی‌كرد، رنگشان درخشان بود، پیشانی پهن و ابروانی كشیده و كمانی داشتند، و ابروان آن حضرت در عین كشیده بودن، كامل و پر مو بود ولی پیوسته نبود، و هر گاه عصبانی می‏شدند، رگ میان ابروهایشان متورّم می‌شد، بینی آن حضرت باریك و در وسط كمی برجسته بود، نورانیّتی داشتند كه همیشه آن حضرت را در بر داشت، به قسمی كه كسی كه در او تأمّل نداشت متكبّرش فكر می‌كرد.

محاسن آن حضرت كوتاه و پر پشت بود، و گونه‏هایشان هموار و كم گوشت، دهانشان بزرگ و دندان‌هایشان سفید و برّاق بود، رشته مویی نازك از گردن یا سینه تا ناف داشتند، گردن او گوئی تنگی نقره فام بود.

خلقتی همگون داشتند، بدنشان فربه بود و در عین حال سینه و شكم در یك سطح قرار داشت، شانه‏هایی پهن و عضلانی و بدنی سفید و نورانی داشتند.

از زیر گردن آن حضرت تا ناف، رشته مویی نازك مثل یك خط قرار داشت، پایین سینه و شكم مبارك ایشان و سایر قسمت‌ها عاری از مو بود، و درمقابل، ساعد، شانه‏ها، و بالای سینه‏شان پر مو بود، ساق دستشان كشیده، كف دستشان درشت و دست‌ها و پاهای مباركشان زبر بود، دست و پاهایشان متناسب و استخوان‌هایشان صاف و بدون كجی بود.

كف پاهایشان كاملا گود بود، قسمت قوزك پا به پایین (كه معمولا داخل كفش قرار می‌گیرد) خیلی پر گوشت نبود، و آب از روی پایش ردّ می‌شد و نمی‏ایستاد




سه شنبه 25 بهمن 1390

جایگاه زن ازمنظر پیامبر

سه شنبه 25 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

جایگاه زن در منظر پیامبرf

روش پیامبرf در قبال غذا و خواب «قناعت» است و شیوه ایشان در برابر زنان «كرامت» است، همان نگاهی كه خدا به انسان‌ها دارد، پیامبرf هم همان نگاه را دارند. شیطان و انسان‌های شیطانی بر زنان نظری پست دارند و برعكسِ نظر آن‌ها؛ نظر پیامبرf است، که نظر خاصی بر نساء دارند. این نظر همان نظر كریمانه‌ای است كه خداوند بر همة انسان‌ها دارد، محترم‌شمردن آن نوع از انسان كه مادر همة انسان‌ها است، انسانی از جنس زن. زن به این اعتبار تشابه به حق دارد، خداوند از یك زاویه منشأ عالم و امّ هستی است، پیامبرf نیز از زاویة دیگری انگیزة خلقت عالم و امّ هستی می‌باشد و زنان هم از نظر مسیر خلقت انسان‌ها ظهور امّیت‌ الهی در هستی‌ می‌باشند، همة انسان‌ها از زنان هستند و كرامت انسان به كرامت زنان است. از این‌جاست كه می‌بینید پیامبرfمی‌فرمایند:

«حُبِّبَ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا ثَلَاثٌ ،النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ وَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ»[1]

برای من پسندیده شده از دنیا سه چیز: زنان، و بوی خوش، و نور چشم من در نماز است». این نگاه کجا و نگاه آلودة امروز دنیا به زنان کجا؟ به اسم احترام به زنان آن‌ها را بازی می‌دهند و هستة توحیدی خانواده را مضمحل می‌کنند، تا دیگر نه زن، زن باشد و نه مرد، مرد. در حالی که تمام دستورات اسلام در مورد زنان در راستای حفظ کرامت آنان است.[2]

قلبتان را در معرض شوق به پیامبرf قرار بدهید، مثل چشمی است كه در معرض نور قرار داده‌اید، دیگر لازم نیست به نور بگویید كه بدرخشد، چراكه جنس نور، درخشیدن است. پیامبرf مقام «لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاك»[3] است، و خداوند به آن حضرت خطاب فرمود: اگر تو نبودی، افلاک را نمی‌آفریدم؛ به این معنی که خداوند در خلقت عالم نظر به نور پیامبرf داشت و بر اساس ظهور مقدس او عالم ایجاد شد تا بستر ظهور نور رسول خداf باشد، لذا نور وجود مقدس حضرت است که به تمام موجودات معنی می‌دهد و جایگاه هرچیزی را تعیین می‌کند. در تجربه نیز مشخص شده هر اندازه که انسان‌ها از آن حضرت فاصله بگیرند گرفتار پوچی و افسردگی و بی‌هویتی می‌شوند، و عملاً معنی خود را گم می‌کنند. حال اگر به مقام رسول خداf نظر كنید، بر جانتان نور می‌افشاند و راه رسیدن به نقطة کمال را می‌نمایاند و رعایت شریعت محمدیf وسیلة جذب آن نور مبارک است. شریعت اسلام آمده است تا ما را به مقام تعادل اَحدیِ محمّدیf نزدیك كند و از این طریق به همة زندگی ما معنی ببخشد.

شریعت اسلام را باید با این منظر نگاه کرد تا علاوه بر تخلق به فضائل آن حضرت به قلبشان نیز نزدیک شویم و به زندگی خود و به فلسفة وجودی عالم معنی ببخشیم، به‌خصوص در زمانی که جهان از پوچی و بی‌معنایی در رنج است.

چون در هنگام ذکر صلوات لازم است ذات مقدس رسول‌خداf و اهل بیت طاهرینشh را مدّ نظر داشته باشیم، بدان‌جهت با نقل روایتی در اوصاف آن حضرت، بحث خود را تمام می‌کنیم و سپس به پرسش‌هایی که عزیزان فرموده‌اند، می‌پردازیم.



[1] - «بحار الأنوار»، ج‏73 ، ص 141.

[2] - به نوشتار «عوامل بحران خانواده و راه نجات از آن» رجوع شود.

[3] - «بحار الأنوار»، ج‏16، ص405.




سه شنبه 25 بهمن 1390

پیامبر گمشده جان انساها

سه شنبه 25 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

پیامبرf؛ گمشدة جان انسان‌ها

هركس كه پیامبرf را بخواهد و نظر به آن حضرت بكند، حضرت را می‌یابد چون حقیقت وجود مقدس پیامبرf در جان هر انسانی کاشته شده است و در واقع با توجه به پیامبر و فضائل آن حضرت یک نحوه یادآوری برای ما پیش می‌آید. به گفتة حافظ:

آشنایی نه غریب است که دل‌سوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

عمده آن است که متوجه باشیم تا پای خودبینی‌ها و منیت‌ها در میان است آن آشنای جان ظاهر نمی‌شود، ولی اگر به جای نظر به خود، نظر را متوجه وجود نوری پیامبرf کردیم و موجب جلب نظر مبارک آن حضرت شدیم، نظر مبارک پیامبرf به جان هر انسان موجب به خودآمدن او خواهد شد. نظركردن آن حضرت به جان هرکس یعنی بازگشت شرافت به انسان و این‌که او وارد عالم صداقت‌ گردد، زیرا با توجه به فطرت نورانی هر انسانی اگر جان انسان در تصرف آن شریف قرار گرفت، شریف می‌شود و اگر در تصرف قدرت محمدیf قرار گرفت، قدرت تسلط بر نفس امّاره را می‌یابد و عملاً به گمشدة خود دست‌رسی پیدا می‌کند. كافی است كه حضرت را بخواهی و به او نظر كنی، آنگاه او نظر به تو می‌كند و با نظر مبارک او خود را می‌یابی.

در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو

به هواداری آن عارض و قامت برخاست




سه شنبه 25 بهمن 1390

رانجات ازنفاق

سه شنبه 25 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

راه نجات از نفاق

از عظمت‌های توجه به وجود مقدس پیامبرf این است که آن حضرت بشری است كه متوجه ذات اَحدی شده است. بشر در موطن بشری‌اش گرفتار كثرت‌ها است و لازمة توجه به ذات اَحدی آسوده‌شدن از كثرت‌ها و فانی‌شدن در وحدت است، و جمع این دو حالتِ متضاد بسیار بسیار مهم است، به طوری که اگر نمونة عینی آن را نمی‌شناختیم می‌گفتیم غیر ممکن است. پس عنایت بفرمایید که پیامبرf یعنی انسان خاكی که به واسطه نظر به ذات اَحدی، افلاكی شده است.

جنس عالم ماده حرکت و تضاد است و لذا شتاب و اضطراب لازمه نظام مادی است و بر این اساس است که عرض می‌کنم؛ از نشانه‌های اَحدی‌شدن آن وجود مقدس این‌كه آن نفس از «آرامش و صدق» و «کرم و شرف» و «قدرت و قناعت»، به نحو کامل برخوردار است. این صفات نشان می‌دهد قلب آن حضرت در دنیا پراکنده نیست و در عین زندگی در عالم کثرات، از کثرت آزاد است و با صداقت در علم و عمل از همة ناهماهنگی‌ها‌ با عالم کثرات نجات یافته و آنچنان در این صفات پایدار شده که هیچ حادثه‌ای او را از آن‌ فضائل خارج نمی‌کند، و این نشان می‌دهد که به مرکز اصلی یگانگی یعنی ذات اَحدی متصل است، در غیر این صورت اگر این صفات در رفتار او تصنعی بود بالاخره حادثه‌ها او را از جا به در می‌برد و برای یک مرتبه هم که شده چیزی خلاف آن صفات از او سر می‌زد. به همین جهت است که به ما نیز دستور داده‌اند از طریق صلوات بر پیامبر و آل اوh روح خود را از نفاق یا دوگانگی بین ادعا و باور آزاد کنید.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِf: «ارْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَیَّ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاق».‏[1]

رسول خداf فرمود: صداهای خود را به صلوات بر من بلند كنید، زیرا كه نفاق را برطرف می‌سازد. می‌فرماید با صدای بلند بر آن حضرت صلوات بفرست تا جهت‌گیری شخصیت اجتماعی‌ات نیز به سوی آن حضرت سیر کند و در درون و بیرونِ وجودت، ارادت به آن حضرت نهادینه گردد و دیگر بین عقیده و عمل شما تضادی نباشد، و به عبارت دیگر نقص دینداری شما برطرف شود.

زراره از امام صادقu نقل می‌کند که پرداخت زکات فطره، متمم روزه است. مانند صلوات بر پیامبرf که سبب تمامیت نماز است.[2] پس وقتی نقص نماز با صلوات بر پیامبر و آل اوh مرتفع می‌شود، نفسِ صلوات و توجه به مقام دینداری مجسم، یعنی توجه به پیامبر و ائمه معصومینh موجب از بین‌رفتن نفاق می‌گردد و می‌فرمایند صلوات را بلند اداء کنید تا شخصیت اجتماعی شما به عنوان انسانی که وفادار به خاندان عصمت و طهارت است تثبیت گردد.



[1] - «الكافی»، ج‏2 ، ص 493

[2] - «جامع احادیث شیعه»، ج 5 ، ص 335.




دوشنبه 24 بهمن 1390

صلوات ونورانیت قبر

دوشنبه 24 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

صلوات و نورانیت قبر و صراط و بهشت

پیامبرf فرمودند: «أكثروا الصّلاة علیّ فإنّ الصّلاة علیّ نورٌ فی القبر و نورٌ علی الصّراط و نورٌ فی الجنّة.»[1] بر من بسیار درود بفرستید، زیرا درود فرستادن بر من، نوری در قبر و نوری بر صراط و نوری در بهشت است.

این روایت راز و رمزهای بسیاری را می‌گشاید، زیرا قیامت باطن دنیا است، پس اگر کسی با صلوات بر پیامبرf در «قبر» و «صراط» و «بهشت» نورانی می‌گردد و افق‌های آن عوالم برایش روشن می‌شود که چنین انسانی در دنیا نیز با حقایق عالم مرتبط خواهد بود و حجاب‌های بین او و حقایق مرتفع می‌گردد و با باطنی نورانی در دنیا زندگی می‌کند. به امید روزی که بتوان به عمق این روایت دست یافت تا به عمق صلوات بر محمد و آل اوh دست یابیم.



[1] - «الحکم الزاهره»، ترجمه انصاری، ص 1500.




دوشنبه 24 بهمن 1390

صلوات عامل وسعت جان

دوشنبه 24 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

صلوات؛ عامل وسعت جان

وقتی خدا و ملائكه بر پیامبرf صلوات می‌فرستند، یعنی عالم هستی برآن حضرت نظر دارند، و لذا رسول خداf نفسی وسیع و گسترده دارند كه همه نعمت‌های عالم بر آن جان جاری است و پیروی از چنین پیامبری موجب گسترش نفس است در برابر نعمت‌های هستی و عامل قرارگرفتن انسان ذاکر صلوات در معرض فیض حق، است. به طوری که دنیا و آخرت نعمت‌هایشان را در اختیار او قرار می‌دهند تا او در ابعاد جسمی و روحی به فعلیت برسد. در روایت داریم که حضرت امام موسی‌بن‌جعفرu می‌فرمودند:

«مَنْ قَالَ فِی دُبُرِ صَلَاةِ الصُّبْحِ وَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ أَوْ یُكَلِّمَ أَحَداً «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ قَضَی اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَاجَةٍ سَبْعِینَ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثِینَ فِی الْآخِرَةِ.

قَالَ قُلْتُ مَا مَعْنَی صَلَاةِ اللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ صَلَاةِ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ صَلَاةُ اللَّهِ رَحْمَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ صَلَاةُ مَلَائِكَتِهِ تَزْكِیَةٌ مِنْهُمْ لَهُ وَ صَلَاةُ الْمُؤْمِنِینَ دُعَاءٌ مِنْهُمْ لَهُ»[1]

كسی كه پس از نماز صبح و نماز مغرب قبل از این‌که پا به پا شود و یا سخنی بگوید، بگوید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ»؛ خداوند یك صد حاجت او را برآورده می‏سازد، هفتاد حاجت او را در دنیا و سی حاجت او را در آخرت.

راوی می‏گوید پرسیدم: مراد از صلاة خدا و فرشتگان خدا و مؤمنان چیست؟! فرمود: صلاة خدا، رحمت خداست و صلاة فرشتگان خدا، به منزله ثنا و ستایش آن‌ها از رسول خدا f است، و صلاة مؤمنان، دعای آنان در حق اوست.

پس ملاحظه فرمودید که وقتی خدا و ملائكه بر پیامبر fصلوات می‌فرستند، همه هستی در اختیار پیامبرf است و همه فیض‌ها و رحمت‌ها و كمالات بر جان آن حضرت جاری است و نور خود را بر آن حضرت می‌نمایانند و لذا با صلوات بر آن حضرت و نزدیکی به جان مبارک او، آن نور به جان ذاکر صلوات تجلی می‌کند تا در دنیا و آخرت از هرگونه ظلماتی مصون باشد.



[1] - «ثواب الأعمال و عقاب الأعمال»، ص 156.




یکشنبه 23 بهمن 1390

صلوات عامل غفران

یکشنبه 23 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

صلوات؛ عامل غفران

نظر به وجود مقدس پیامبرf و صلوات بر او، یعنی نظر به مقام اراده كلّ - مقامی متمركز به نور اَحد و مجموع شده در زیر حکم توحید- و در نتیجه مشمول رحمت ساکنان حرم قدس‌شدن، و واردشدن در حرمی که انسان بدون هرگونه کثرتی در تجرد و یگانگی با حق به‌سر می‌برد. در همین رابطه داریم؛ «وَ بِمَا رُوِیَ أَنَّهُ f سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً» فَقَالَ هَذَا مِنَ الْعِلْمِ الْمَكْنُونِ وَ لَوْ لَا أَنَّكُمْ سَأَلْتُمُونِی عَنْهُ مَا أَخْبَرْتُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ وَكَّلَ بِی [لِی‏] مَلَكَیْنِ فَلَا أُذْكَرُ عِنْدَ مُسْلِمٍ فَیُصَلِّی عَلَیَّ إِلَّا قَالَ لَهُ ذَلِكَ الْمَلَكَانِ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ قَالَ اللَّهُ وَ مَلَائِكَتُهُ آمِینَ وَ لَا أُذْكَرُ عِنْدَ [كُلِ‏] مُسْلِمٍ وَ لَمْ [فَلَا] یُصَلِّ عَلَیَّ إِلَّا قَالَ الْمَلَكَانِ لَا غَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ قَالَ اللَّهُ وَ مَلَائِكَتُهُ آمِین.»[1]

وقتی كه جمعی از رسول خداf سؤال نمودند از تفسیر آیه: «إِنَّ الله وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»، پس آن حضرت در مقام جواب آن جماعت در آمده فرمودند كه: «این آیه كریمه از جمله علوم مكنون است كه اگر شما از آن سؤال نمی‏كردید هر آینه من خبر آن را به شما نمی‏دادم و تفسیر آن را بیان نمی‏كردم. به درستی كه حضرت ربّ العزّة دو فرشته بر من موكّل گردانیده است كه نزد هیچ‌یك از شما مذكور نشوم كه او صلوات بر من فرستد مگر آن‌كه آن دو فرشته از برای او آمرزش خواهند، و در جواب آن كس که صلوات بر من بفرستد، گویند: خداوند تو را بیامرزد. و چون آن دو فرشته برای آن مؤمن طلب آمرزش نمایند، الله تعالی و جمیع فرشتگان بگویند: آمین. و نزد هیچ‌یك از شما مذكور نشوم كه او صلوات بر من نفرستد مگر آن‌كه آن ملكین موكّلین او را نفرین كنند و در جواب آن‌كس گویند كه: خداوند تو را نیامرزد، و خداوند و جمیع‏ فرشتگان بگویند: آمین».

پیامبر خداf با ذکر روایت فوق قاعدة جاری در عالم غیب را بر ملا نمودند که چگونه قلب ذاکرِ صلوات از گناهان پاک می‌شود، و راستی پاداشِ انسانی که از همه دل کنده و نظر خود را به پیامبرf و ائمه معصومینh انداخته باید کمتر از این باشد؟

و نیز در کتب اهل سنت از آن حضرت نقل شده است:

«اَکْثِروا الصّلاةَ عَلَی، فَإنَّ صَلاتَکُمْ عَلَی مَغْفِرَةً لِذُنُوبِکُمْ»[2] صلوات بر من را بسیار کنید. زیرا، صلوات شما بر من مایة آمرزش گناهان است.

و نیز از «ابودرداء» از رسول‌خداf است که فرمود:

«مَنْ صَلّی عَلَی حینَ یصْبِحُ عَشْراً وَ حینَ یمْسی عَشْراً أدْرَکَتْهُ شَفاعَتی»[3] کسی که در هر صبح و شام ده بار بر من صلوات فرستد، شفاعت من او را فرا گیرد.



[1] - «مفتاح الفلاح»، 39 ، فصل فی الأذان ص37.

[2] - «کنزالعمال»، ج 1، ص 436.

[3] - «کنزالعمال»، ج 1، ص 439.




یکشنبه 23 بهمن 1390

صلوات خروج ازظلمات

یکشنبه 23 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

خروج از ظلمات به سوی نور

حضرت صادق می‌فرمایند: «قالَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِu یَا إِسْحَاقَ بْنَ فَرُّوخَ «مَنْ صَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَشْراً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ مَلَائِكَتُهُ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ مَنْ صَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ مِائَةَ مَرَّةٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ مَلَائِكَتُهُ أَلْفاً أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیما»[1]»؛[2]

هركس بر محمّد و آل محمد ده نوبت صلوات بفرستد، خدا و فرشتگانش صد نوبت بر او صلوات می‏فرستند. و هركس صد نوبت بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد خدا و فرشتگانش هزار نوبت بر او صلوات می‏فرستند، آیا كلام خدا را نمی‏شنوی كه می‏گوید: «او است كه بر شما صلوات می‏فرستد و فرشتگانِ او نیز بر شما صلوات می‏فرستند تا شما را از تاریكی‌ها به سوی نور بكشانند. و خداوند با مؤمنان مهربان بوده است».

ونیز در همین رابطه داریم که عبد الرحمن بن عوف می‏گوید: «پیامبر به سجده رفت و آن را طولانی ساخت. از ایشان سبب را پرسیدیم «قَالَ نَعَمْ أَتَانِی جَبْرَئِیلُ فَقَالَ مَنْ صَلَّی عَلَیْكَ مَرَّةً صَلَّی اللَّهُ لَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَخَرَرْتُ شُكْراً لِلَّه»[3]

فرمود: جبرئیل فرود آمد و گفت: هر كس بر تو صلوات فرستد، خداوند بر او ده صلوات می‏فرستد، من به جهت شكراز خدا، سجده كردم.

انسان اگر به خود مشغول شود، هم خودپسند خواهد شد و هم پریشان احوال. حال با توجه به حقیقت کلی انسانیت و تمرکز بر کمالات او، جهت جانش از چنین ظلماتی به سوی نور سیر می‌کند، و این همان است که در آخر روایت فوق حضرت بدان اشاره فرمودند که صلوات خدا و ملائکه انسان را از ظلمات به سوی نور می‌کشاند، پس صلوات بر محمد و آل محمدh انسان خاكی را خصلتی افلاکی می‌دهد. گفت:

بخت جوان یار ماست، دادن جان کار ماست

قافله‌سالار ما فخر جهان مصطفی است

مسلّم اراده انسان‌های عادی پریشان است و نسبت به خود، خودپسندانه عمل می‌کنند، چنین انسان‌هایی در هر چیز که بنگرند و هر چیزی را که اراده کنند، در همه حال نظر به خودِ مادون دارند، حال وقتی نظرشان به انسانی افتاد که نقطة عطف انسانیت است، با تمام وجود می‌خواهند با او هم‌افق باشند. دیگر به جای این‌که در منظر خود، خود را ببینند، در منظر خود پیامبری را می‌بینند که تمام توجه او به حضرت اَحد است، و لذا نه تنها از اراده‌های پریشان آزاد می‌شوند و پیام رسول خداf را اراده می‌کنند، بلکه به جای آن‌که خود را در منظر خود داشته باشند و گرفتار ظلمات خودپسندی باشند، به حق نظر می‌کنند و مفتخر به حق‌پسندی خواهند شد و از خودِ پراكنده، به خودی جامع و به سوی حضرت اَحدی سیر می‌کنند، آزاد از خودی كه در آرزوهای کثیر منفجر شده بود و امیال كثیره را اراده می‌کرد.



[1] - سوره احزاب، آیه 43.

[2] - «الكافی»، ج‏2 ، ص 493.

 

[3] - « نهج الحق و كشف الصدق»، علامه حلی، ، ص 432.




شنبه 22 بهمن 1390

تاثیر صلوات خدابررسول خدا

شنبه 22 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

تأثیر صلوات خدا بر رسول خداf

علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در ذیل آیه 43 و 56 سوره احزاب می‌فرمایند:

«معنای جامع کلمه «صلوة» - به طوری که از موارد استعمال آن فهمیده می‌شود- انعطاف است، چیزی که هست این معنای جامع به خاطر اختلاف مواردی که به آن نسبت داده می‌شود مختلف می‌شود، به همین جهت بعضی گفته‌اند: «صلوات از خدا به معنای رحمت و از ملائکه به معنای استغفار و از مردم دعا است».[1] «صلوة» در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلوات خدا بر پیامبر به معنای انعطاف او به وی است به وسیلة رحمتش، البته انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلوات را مقید به قیدی نکرده و همچنین صلاة ملائکه او به آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به این‌که او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلاة مؤمنین بر او انعطاف ایشان است به وسیلة درخواست رحمت برای او.

این‌که قبل از امر به مؤمنین که بر او صلوات بفرستید، نخست صلوات خود و ملائکه خود را ذکر کرد، دلالتی است بر این‌که صلوات مؤمنین بر آن جناب به پیروی خدای سبحان و متابعت ملائکه اوست و این‌که کاری نکنند که موجب اذیت آن حضرت شود.[2]

در راستای نقش صلوات خداوند بر پیامبرf و بر مؤمنین، قرآن می‌فرماید:

«هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا»؛[3]

خداوند و ملائکه بر شما درود می‌فرستد تا شما را از ظلمات به سوی نور خارج کند و او نسبت به مؤمنین در نهایت لطف و رحمت است.

چنانچه ملاحظه می‌فرمایید صلوات از ناحیة خدای سبحان کرامت و برای نورانی‌کردن و رهانیدن از تیرگی و ظلمت است. البته این صلوات نسبت به پیامبرf و اهل بیت اوh که در مقام عصمت هستند عامل دفع و منع هجوم ظلمت به ساحت ایشان است و موجب می‌شود که در مقام عصمت خود پایدار بمانند، ولی نسبت به دیگران عامل رفع و زدودن تیرگی‌های موجود در شخصیت آن‌هاست. با توجه به آیه فوق که نشان می‌دهد صلوات خداوند و ملائکه موجب خروج مؤمنان از ظلمات به سوی نور است، روشن می‌شود که وقتی خداوند می‌فرماید: «...وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ، الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ، أُولَئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛[4] به صابران بشارت ده، آن‌هایی که چون مصیبتی به آن‌ها برسد، می‌گویند: ما از خداییم و به سوی او بر می‌گردیم، بر آنان صلوات و رحمت از طرف پروردگارشان است و آن‌ها هدایت شده‌اند.

چنانچه ملاحظه می‌فرمایید صلوات خدا بر صابران نیز نازل می‌شود و در نتیجه نورانی و نورانی‌تر خواهند شد.



[1] - «روح المعانی»، ج 22، ص 43.

[2] - ترجمة تفسیر المیزان، ذیل آیه 56 سوره احزاب.

[3] - سوره احزاب، آیه 43.

[4] - سوره بقره، آیات 155 تا 157.




شنبه 22 بهمن 1390

حواس پنج گانه نوزاد

شنبه 22 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

حواس پنج گانه نوزاد:

ادراك شنوایی:

توانایی شنوایی از جمله نعمتهایی است كه خداوند از آغاز تولد در انسان قرار داده است. نوزادان در همان اولین لحظات بعد از تولد در حالی كه سایر حواس هنوز فعالیت خود را آغاز نكرده‌اند به محركتهای صوتی حساسیت نشان داده و قدرت شنوایی خود را ظاهر می‌سازند.

قرآن كریم، در اكثر مواردی كه از توانایی حسی اسنان صحبت به میان می‌آورد، دو حس شنوایی و بینایی را مطرح فرموده و معمولا حس شنوایی را مقدم داشته است كه احتمالا اساس این تقدم علاوه بر اهمیت ویژه شنوایی در شناخت انسان، همین فعالیت و توانایی شنیداری در آغاز تولد می‌باشد.

ب)ادراك بینایی:

1) درك عمق:

2 تا 4 ماهگی عمق را درك می‌كند.

2) درك رنگ:

در 3 ماهگی رنگ را تشخیص می‌دهد.

3) درك طرح:

در 3 ماهگی طرح را تشخیص می‌دهند.

4) درك چهره:

در 3 ماهگی درك چهره حاصل می‌شود و در 6 ماهگی چهره‌های خندان را از چهره‌های عصبانی تخیص می‌دهد و در 5/7 ماهگی چهره‌های آشنا را از ناآشنا تشخیص می‌دهد.                                                            5)درک ثبات:                                                                         

درك ثبات بدین معنی است كه فرد به رغم اختلافات موجود در شرایط ادراك، از شیء مورد نظر ادراك- ثابتی داشته باشد. این ثبات در زمینه‌های مختلفی قابل بررسی است. از جمله آنها ثبات اندازه، ثبات شكل و ثبات وضوح است. این درك در كودكان در 6 ماهگی رخ می‌دهد.

توانایی درك اندازه واقعی اشیاء، هر چند از فواصل مختلف دیده شوند را ثبات و یكنواختی اندازه می‌گویند. بزرگسالان با دیدن یك شیء‌ از فاصله دور آن را به اندازه واقعی‌اش درك می‌كنند و زیاد شدن فاصله اگر چه موجب تفاوت اندازه تصویر شبكیّه می‌شود ولی مانع از درك واقعی آن نمی‌شود.

ج) ادراك چشایی:

نوزاد به هنگام تولد از حس چشایی تقریبا كاملی نیز برخوردار است و به مزه‌های مختلف پاسخ می‌دهد و حتی بنابر بعضی پژوهشها، جنین كامل نیز به مزه شیرینی كه به مایع درون رحمی اضافه شود، حساسیت نشان می‌دهد.

د) ادراك بویایی:

از‌آغاز و تولّد شروع می‌شود. نوزاد بوی مادر را از روز اول تولّد تشخیص می‌دهد.

ه) ادراك بساوایی (لامسّه):

وجود حسّ لامسّه، اساس بسیاری از بازتابهای نوزاد است كه در بحث "بازتابهای نوزاد" به آن می‌پردازیم .

و) ادراكات حسی تركیبی:

دیدن از طریق دستان تا 6 ماهگی حاصل نمی‌شود. نوزاد از همان آغاز تولّد آمادگی دریافت و ابراز عكس العمل در مورد امور حسّی را دارد و روز به روز بر این توانایی او افزوده می‌شود.




شنبه 22 بهمن 1390

رشد نوزاد

شنبه 22 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

رشد نوزادی

مقدّمه

مدّت مرحله نوزادی:

مسأله اختلافی است ولی نظری كه از حماایت بیشتری برخوردار است 0 تا 2 سالگی است كه با دوران شیرخوارگی در آیات قرآن مطابقت دارد. برخی دیگر برای سال اول دوره‌ها و تقسیمات فرعی زیادی ذكر كرده‌اند كه از باب نمونه در یك تقسیم بندی، ضمن اشاره به سید رشد، هفت دوره مطرح گردیده است: 1پس از زایمان 2 گریه 3 ادراك‌ 4 هماهنگی چشم و دست 5 ترس موّقت 6 راه افتادن 7 زبان

اهمیت دوران نوزادی:

2 سال اوّل به خصوص سال اوّل بعد از تولّد به دلیال مختلفی توجّه صاحب نظران را به خود جلب كرده است. از طرفی اوّلین مرحله رشد است، از طرف دیگر مرحله نوزادی نسبت به سایر مراحل- به استثنای مرحله پیش زادی (جنینی)- از رشد سریعتری برخوردار است. نكته سوّمی كه به مرحله نوزادی و بحث از‌آن اهمیّت می‌بخشد ارتباط مستقیم رشد این مرحله با رشد در مراحل بعدی است.

تفاوتهای فردی:

یكی از نكاتی كه در بررسی مسائل رشد در مراحل مختلف و از جمله در مرحله شیرخواردگی باید بدان توجه داشت تفاوتهایی است كه بین افراد وجود دارد. هر چند آنها در یك سری از اصول رشد مشترك‌اند امّا تفاوتهایی هر چند اندك در تمامی ابعاد جسمانی و روانی در آنها وجود دارد.

نوزاد به هنگام تولّد:

نوزاد به هنگام تولّد دارای استعدادها و ظرفیتهای بالقوه‌ای است و مقداری از‌آنها را بالفعل داراست.

این هشیاری و توانایی نوزاد می‌تواند بیان حكمتی باشد بر آنچه كه در روایات از امامان معصوم (علیهم السلام) در زمینه مسائل تولد نوزاد مطرح می‌باشد. چه بسا فرما ن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد و اصرار حضرتش بر این امر و عمل خود ایشان و یا دستور نبوی (صلی الله علیه وآله) بر پوشاندن نوزاد در پارچه سفید (و نه زرد) و روایات امثال آن حاكی از توانایی شناختی و هیجانی نوزاد به هنگا م تولد باشد. به بیان قرآن كریم كودك در حالی از رحم مادر خارج می‌شود كه علم آگاهانه‌ای ندارد، و سپس می‌فرماید و «برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد...» و یا در‌آیه دیگری می‌فرماید: ما آدمی را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم، پس او را شنوا و بینا ساختیم و اینها خود تصریحی است بر امكاناتی كه نوزاد به هنگام تولد داراست تا بدان وسیله از محیط پیرامون خود كسب اطلاع كند.

حالات نوزاد:

نوزاد دارای حالات مختلفی است كه به آنها اشاره می‌كنیم:

الف) حالات خواب و حالت بی خوابی

خواب و بیداری دو حالت اصلی زندگی نوزاد و به طور كلی انسان را تشكیل می‌دهد. و نوزادان در ابتدای تولد حدود 70 درصد از شبانه روز (تقریبا 17 ساعت) را در مقاطع مختلف كوتاه و بلند مدت (بین 2 تا 4 ساعت) در خواب هستند كه با گذشت 4 هفته پس از تولد، دفعات خواب كمتر ولی طول مدت خواب بیشتر می‌شود. بعد از هشت هفته (دو ماهگی) خواب طفل در شب زیادتر و در روز كمتر می‌شود. و در پایان سال اول حدود 12 ساعت را كه معمولا در شب است می‌خوابد و بدین ترتیب ساعات بیداری او نسبت به گذشته زیادتر شده و فرصت بیشتری برای ارتباط با دیگران پیدا می‌كند.

ب) حالات گریه و حالت آرامش

معمولا نام نوزاد با گریه همراه است. گریه فعالیتی است كه هر چند در ابتدا در اثر تحریك اندام درونی صورت می‌گیرد اما چیزی نمی‌گذرد كه وسیله‌ای برای جلب مادر و اطرافیان به سومی نوزاد می‌شود و به همین دلیل، پس از گذشت مدتی چند- با افزایش ظرفیتهای حركتی و زبانی- نوزاد از گریه خود می‌كاهد.

بنابر تحقیقات شافر، گریه گرسنگی در آغاز ریتمی منظم و صدایی آهسته دارد ولی بتدریج بلندتر و دارای ریتمی نامنظم می‌شود. گریه خشم با همان ترتیب زمانی ولی با تفاوتهایی در طول اجزای مراحل مختلف می‌باشد و گریه درد ناگهان آغاز می‌شود از ابتدا و مدتی طول می‌كشد یك سكوت طولانی به دنبال دارد و سپس چند نفس كوتاه و بریده می‌آید.

در اینجا نیز توجه به تفائتهای فردی لازم است. بین همه نوزادان از یك سو و بین نوزادان و پسر و دختر از سوی دیگر در نوع و ریتم گریه تفاوتهایی دیده می‌شود، همچنان كه در حالات آرام شدن آنها فرقهایی هست و معمولا آرام كردن نوزادان دختر از نوزادان پسر آسانتر است.




جمعه 21 بهمن 1390

برکات صلوات

جمعه 21 بهمن 1390

نوع مطلب :
نویسنده :علی مهرابی

برکات صلوات رسول خداf بر مؤمنین

در اثر صلوات الهی بر رسول خداf و بهره‌مندی‌های خاصی که در اثر این صلوات برای رسول خداf پیش می‌آید، آن حضرت خود منشأ صلوات برای دیگران می‌شوند و عامل خروج آن‌ها از ظلمات به سوی نور خواهند شد. در همین رابطه قرآن می‌فرماید:

«وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِی رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رًحیم»[1]

از اعراب بادیه‌نشین آن‌هایی که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند و با انفاق خود قرب الهی و صلوات رسول خداf را به دست می‌آورند، بدانید كه این انفاق مایه تقرب آنان است، به زودی خدا ایشان را در جوار رحمت‏خویش درآورد كه خدا آمرزنده مهربان است

نقش صلوات رسول اللهf بر مؤمنان ایجاد آرامش نفس و سکینه است. چنانچه خداوند می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛[2] ای پیامبر از اموال آن‌ها صدقة مربوطه را اخذ کن و از این طریق آن‌ها را از آلودگی‌ها پاک گردان، و بر آن‌ها صلوات بفرست زیرا که صلوات تو عامل آرامش است برای آن‌ها و خدا سمیع و علیم است


[1] - سوره توبه، آیه 99.

[2] - سوره توبه، آیه 103.







************* http://aryanclip.persiangig.com/flash-aryanclip.co.sr/10.swf